دومین جشنواره ملی بانوی کرامت با میزبانی دانشگاه الزهرا بیست و هفتم شهریور ماه برگزار می‌شود

[ad_1]

به گزارش خبرنگار مهر، نشست خبری دومین جشنواره ملی بانوی کرامت و همایش ملی نگرش علمی کاربردی به عفاف و حجاب با حضور حسین سروقامت، مدیر فرهنگی دفتر نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه ها و مهناز ملانظری، رئیس دانشگاه الزهرا و مدیر همایش و فتحیه فتاحی زاده، دبیر علمی همایش علمی کاربردی به عفاف و حجاب امروز سه شنبه ۲۷ تیر ماه در خبرگزاری ایکنا برگزار شد.

سروقامت در این نشست گفت: در ۲۴ مهر ۱۳۸۹ مقام معظم رهبری در جریان دیدارشان از شهر مقدس قم دهه مبارک کرامت را تبریک گفتند و این سرآغازی شد برای یک دهه معنویت و میلاد معنوی که از میلاد حضرت معصومه(س) شروع و به میلاد سراسر نور امام رضا(ع) ختم می شود. از آن سال تا امروز هر چه جلوتر رفتیم شرایط برای فعالیت های ستاد دهه کرامت فراهم تر شد به طوری که امروز دومین جشنواره بانوی کرامت را در ۱۸ کمیته از جمله کمیته اصناف و بازار، کمیته دانش آموزی، کمیته دانشجویی، بین الملل و … برگزار می کند.

سروقامت ادامه داد: اما یکی از مهمترین و پرثمرترین کمیته های ۱۸ گانه کمیته دانشگاهیان است که فعالیت های فرهنگی خوبی دارد از جمله دفتر نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، دانشگاه پیام نور، دانشگاه الزهرا، بسیج دانشجویی، حوزه علمیه قم و دانشگاه جامعه المصطفی در این همایش مشارکت دارند و این ستاد را ساماندهی کرده اند تا فعالیت های خود را در بخش های علمی فرهنگی در حیطه ستاد دهه کرامت به انجام برساند.

مدیر فرهنگی دفتر نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه ها بیان کرد: سال گذشته اولین همایش اولین جشنواره بانوی کرامت در دانشگاه شریعتی در بخش دختران را برگزار کردیم. امسال هم دانشگاه الزهرا تصدی این جشنواره را بر عهده دارد. دانشگاه الزهرا علاوه بر اینکه عضو ستاد دهه کرامت است میزبان این جشنواره هم است. شعار امسال ما در شادی اهل بیت شاد باشیم است، که بحث نوعی شادی معنوی در میان است که از اول هم در دهه کرامت همین بحث بوده است.

بخش های این جشنواره عبارتند از:

بخش های اصلی:

علمی: تالیف کتاب، نقد و بررسی تطبیقی کتاب، ترجمه کتاب و مقاله نویسی،

هنری: هنرهای تجسمی: حج (نقش برجسته) گرافیک، نقاشی، کتابت و نگارگری، نقاشی خط، صنایع دستی (معرق، منبت، قلم زنی و…) و هنرهای نمایشی: انیمیشن (پویانمایی) فیلم کوتاه، عکس، نماهنگ

ادبی: شعر، داستان، قطعه ادبی و نمایشنامه

فناوری: نرم افزار

بخش های جنبی:

قبل از اختتامیه: کرسی های آزاداندیشی

همراه با مراسم اختتامیه: نشست های (پنل) تخصصی پیرامون محورهای جشنواره و نمایشگاه آثار منتخب علمی، ادبی و هنری

در ادامه مهناز ملانظری، دبیر اجرایی این جشنواره و ریاست دانشگاه الزهرا گفت: دومین جشنواره ملی بانوی کرامت به منظور تبیین شخصیت ممتاز حضرت فاطمه معصومه(س) به عنوان الگوی تمام عیار و چهره حقیقی یک زن تراز اسلام، با میزبانی دانشگاه الزهرا (س) برگزار می شود.

این جشنواره با اهداف، تبیین جایگاه حقیقی زن در اسلام، معرفی سیره و شخصیت بانون کرامت حضرت فاطمه معصومه(س) تقویت هویت دینی و ارزشی بانوان جامعه دانشگاهی، تلاش در راستی نهادینه کردن سبک زندگی بانوی کرامت در بین دانشگاهیان و بسط و گسترش فرهنگ اهل بیت (ع) است.

از محورهای جشنواره های هم می توان به بانوان برتر اسلام، الگوی دختران و زنان، نقش بانوان در مشارکت های اجتماعی، نشاط و بالندگی بانوان در آموزه های دینی، اشتغال بانوان در جامعه اسلامی و تفاوت جایگاه واقعی زن با تفکرات فمینیستی اشاره کرد.

وی ادامه داد: فرآیند تبلیغات جشنواره به دو بخش فیزیکی و غیرفیزیکی تقسیم می شود که فیزیکی شامل، ارسال پوستر به دانشگاه های دولتی، پیام نور، آزاد، جامع علمی کاربردی، فرهنگیان، فنی و حرفه ای، غیرانتفاعی، علوم پزشکی سراسر کشور و سازمان تبلیغات، استانداری ها و حوزه های علمیه سراسر کشور و بخش غیرفیزیکی تماس تلفنی، پیامک، ایمیل، تلگرام به معاونت فرهنگی، ۲۳۰ دانشگاه، ۷۶ انجمن های علمی ایران، ۶۱ مرکز پژوهشی دانشکده های هنر سراسر کشور و شاعران برجسته کشور، ثبت جشنواره در سایت «با همایش»، «سیویلیکا» «ایران کنفرانس» و …، اعلام خبر در خبرگزاری های: ایکنا، تسنیم، فارس، ایسنا و … است.

وی ادامه داد: تاکنون آمار ثبت نام کنندگان ۲۴۰ نفر، ارسال کنندگان ۷۵ نفر، آثار دریافتی ۱۹۲ عدد (علمی: ۴۰، ادبی ۳۴ و هنری ۱۱۸) است.

در ادامه فتحیه فتاحی زاده دبیر علمی همایش ملی نگرش علمی کاربردی به حجاب و عفاف گفت: این همایش با میزبانی دانشگاه الزهرا از هشتم آذر ۹۶ در هشت کمیته الهیات و مبانی معرفتی، ارتباطات و رسانه ها، برنامه ریزی و سیاست گذاری، بهداشت و سلامت، حقوق، هنر و ادبیات، جامعه شناسی و علوم اجتماعی، علوم تربیتی و روانشناسی برگزار می کنیم که تاکنون ۲۸۸ مقاله دریافتی داشته ایم. ۴۶۱ نفر ثبت نام کرده اند که در تمامی محورهای هشت گانه مقاله و آثار داریم و بنا بر تمدیدی که داشتیم آثار و مقالات بیشتری دریافت خواهیم کرد. چکیده مقالات تا اول شهریور و اصل مقالات تا آخر شهریور مهلت ارسال دارند.

[ad_2]

لینک منبع

که این نوع ادبیات، یا سبک های دیگر ادبی، در ایران سابقه هزاران ساله دارد

[ad_1]

رئالیسم جادویی، دارای سابقه هزارساله در ایران است.
گابریل گارسیا مارکز را موجد مکتب رئالیسم جادویی می دانند، که حدود چند سالی است ادبیات جهان را تسخیر کرده است. وی با نوشتن کتاب صد سال تنهایی در دوسال، توانست تا ۲۰۰میلیون تیراژ و ترجمه به بیش از ۲۰زبان در دنیا را بدست آورد. داستانی که به سادگی رژیم های ستمگر را، از درون به چالش می کشد و: سیستم حکومتی مبتنی بر ترور و وحشت را عریان نشان می دهد. اما این فقط او نیست که این روش را برگزیده است، بلکه در ایران معاصر، میتوان غلامحسین ساعدی و رضا براهنی را هم صاحب این سبک دانست. شاید وقتی که مارکز برای اولین بار، در حال رانندگی به سوی مرزهای مکزیک، این ایده را در سال ۱۹۶۵به ذهنش می سپرد، فکر نمی کرد بعد از مرگش در سال ،۲۰۱۴به چنین شهرتی دست پیدا کند.
رئالیسم جادویی در مکاتب ادبی، مفهومی است که در آن ساختارهای واقعیت دگرگون می‌شوند، دنیایی واقعی اما با روابط علت و معلولی خاص خود آفریده می‌شود. در داستان‌هایی که به سبک واقع‌گرایی جادویی نوشته شده‌اند، همه چیز عادی است، اما یک عنصر جادویی و غیرطبیعی، در آن‌ها وجود دارد.(ویکی پدیا)
با این تعریف، رئالیسم جادویی در ایران، هزار سال و یا بیشتر سابقه دارد! حداقل مدارک موجود در مورد: کتابت شاهنامه به هزار سال می رسد. در این کتاب ما با واقعیت های اجتماعی، که در همه جا اتفاق می افتد روبرو هستیم، اما فن جادویی فردوسی در این است که: واقعیت های عادی را با عنصر جادویی بیان می کند. خودش در این مورد می گوید: یلی بود در سیستان، منش کردمش رستم دستان. یعنی واقعیتی در جریان بوده و: یک سرباز یا فرمانده مرزی در ایران، بر علیه تجاوزات همسایگان ایستادگی می کرده است. همسایه شرقی آن موقع که تورانیان نام داشتند، ترک تبار بودند و به رهبری: اسفندیار نامی قصد سرنگونی و یا کودتا، برعلیه مرکزیت داشتند. مرکزیت هم در خواب غفلت بود! و نمی دانست که آنها بارها، به مرزها تجاوز کرده اند. اما رستم این را می دانست! جالب ترین قصه شاهنامه، این است که این دو همسایه، یعنی ایران و توران! قبلا ملک یک پادشاه بودند، که بنام دو دختر خود آنها را نامگذاری کرده بود. ولی اسفندیار توانسته بود با جذب: فرزند رستم در سپاه خود، پدر را به چالش بکشد. همه داستانها در شاهنامه اتفاق می افتد! از مبارزه سیاسی تا مبارزه نظامی، تا جاییکه پدر بدون اطلاع از هویت پسر، او را با دست خود زخمی می کند! سهراب در آخرین لحظه بازوبند خود رانشان می دهد، تا پدر بیشتر زجر بکشد. ولی اینهمه مانع نمی شود وی: دست از مبارزه با تجزیه طلبان بردارد. در همین حال مبارزه او را با اکوان دیو می خوانیم، که عنصر جادویی: این داستان های واقعی است. جالب تر این است که بدانیم: فردوسی یک گرد آورنده بوده! یعنی شاهنامه های زیادی، در کشورهای مختلف، در سال های قبل تر نوشته شده است، ولی هنر فردوسی همین بوده که: با مکتب رئالیسم جادویی، آنها را جمع آوری و ساماندهی کرده، و در قالب اشعاری ماندگار سروده است. لذا میتوان گفت که این نوع ادبیات، یا سبک های دیگر ادبی، در ایران سابقه هزاران ساله دارد: گات ها و یسناها های زرتشتی، به قبل از اسلام برمی گردد. و نخستین ترجمه ها هم در زمان: بزرگمهر وزیر ساسانی انجام شده، که مهمترین آن: کتاب کلیله و دمنه، یا قصه های کوتاه از زبان حیوانات، از هندی به پارسی می باشد.
Magical realism has a thousand years history in Iran.
Gabriel García considers Marquez to be the magical realism school, which, for some years, has conquered the literature of the world. By writing a 100 year lonely book for two years, he was able to get up to 200 million copies and translations into more than 20 languages in the world. A story that simply challenges tyrannical regimes from within and reveals a system of governance based on assassination and panic. But this is not just him who chose this method, but in contemporary Iran, Gholamhossein Sa’edi and Reza Barahani can be considered the owner of this style. Perhaps, when Marquez was moving for the first time to the Mexican frontiers, he thought of this idea in 1965, he did not think he would have such a reputation after his death in 2014.
Magical realism in literary schools is a concept in which factual structures are transformed, a real world but created by its own causative relationships. In stories written in the style of magical realism, everything is normal, but there is a magical and abnormal element in it (Wikipedia).
By definition, magical realism in Iran has a thousand years or more! Minimum Evidence on: Your book of Shahnameh reaches to a thousand years. In this book, we are confronted with social reality, which occurs everywhere, but Ferdowsi’s magical fanfare is that it expresses ordinary facts with a magic element. He says: Yale was in Sistan, I made a rustum of my hands. That is, there was a reality: a border guard soldier or commander in Iran stood up against the aggressions of his neighbors. The eastern neighbor, when they were called Turanians, were Turkic, led by Esfandiyar, who intended to overthrow or coup against the central government. The centrality was in neglect! And he did not know that they repeatedly violated the borders. But Rustam knew this! The most interesting story of Shahnameh is that these two neighbors, Iran and Turan! Previously, they were the property of a king, whom they called two of their own daughters. But Esfandiar has been able to challenge his father by recruiting Rostam’s son in his army. All stories happen in Shahnameh! From political struggle to military struggle, where the father wounds him with his hand without knowing the boy’s identity! Sohrab gives his armband at the last moment, so that the father will suffer more. But it does not prevent him from stopping the fight with the separatists. Meanwhile, we read the fight with Aquarius, the magic element: these are real stories. It’s even more interesting to know: Ferdowsi is a collector! Many Shahnamehs have been written in different countries in the previous years, but Ferdowsi’s art was that: with the magical realism school, they collected and organized them, and wrote poetry in the form of a persistent poem. Therefore, it can be said that this kind of literature, or other literary styles, has a thousand-year history in Iran: Zoroastrian poetry and lyrics are pre-Islamic. And the first translations also took place: Bassemar, the Sassanid minister, the most important of which is Keulah and Damnah’s book, or short stories from animal language, from Hindi to Persian.
الواقعية السحرية، لديها تاريخ من آلاف السنين في إيران.
سبب المدرسة الواقعية السحرية غابرييل غارسيا ماركيز انهم يعرفون ان بضع سنوات واستولت على الأدب العالمي. ومائة عام من العزلة من خلال كتابة الكتب في غضون عامين، إلى ۲۰۰ مليون نسخة، وترجمت إلى أكثر من ۲۰ لغة في فازت العالم. القصة ببساطة الأنظمة القمعية، من الداخل إلى التحديات: نظام الحكم على أساس الإرهاب تظهر عارية. ولكن هذا ليس مجرد أسلوب الذي اختاره، ولكن في إيران المعاصرة، يمكن غلام حسين سعيدي ريزا باراهيني أيضا يعتبر صاحب هذا النوع. ربما عندما ماركيز للمرة الأولى، ويقود سيارته عبر الحدود إلى المكسيك، والفكرة في عام ۱۹۶۵ التي منحت له، وأنا لا أعتقد أنه بعد وفاته في عام ۲۰۱۴ لتحقيق هذا الاعتراف.
مدرسة الواقعية السحرية في الأدب، يتم إنشاء مفهوم أن يتم تغيير الهياكل الواقع، في العالم الحقيقي ولكن علاقتها السببية. تتم كتابة القصص في أسلوب الواقعية السحرية، كل شيء طبيعي، ولكن العنصر السحري وغير عادية في نفوسهم. (ويكيبيديا)
بحكم التعريف، الواقعية السحرية في إيران، لديها تاريخ من آلاف السنين أو أكثر! ما لا يقل عن أدلة حول: كتابة الشاهنامة ألف سنة. في هذه الحالة يقول في سيستان ييلي، شخصيتي رستم اليدين. وقد واقع مستمرة وجندي أو قائد الحدود الإيرانية، يمكن أن يقف ضد انتهاكات الجيران. في ذلك الوقت، وكانت تسمى الجار الشرقي توران والتركية وبقيادة اسم اسفنديار الإطاحة أو الانقلاب ضد المركز. وكان مركزه في أعقاب! ولم يكن يعلم بها عبر الحدود قد انتهكت. ولكن رستم يعرف هذا! القصص الأكثر إثارة للاهتمام من الشاهنامة، هو أن الدول المجاورة، وهما إيران وتوران! سابقا ملكا للملك، الذي دعا ابنتيه وكان اسمه منها. لكن اسفندياري تمكنت من جذب: ابن رستم في جيشه، التحدي الأب. جميع القصص في الشاهنامه يحدث! النضال السياسي إلى الكفاح المسلح، حتى الأب دون معرفة هوية الرجل، وقال انه أصيب بيديه! سهراب اظهار شارة لهم في آخر لحظة، للأب يعاني أكثر من ذلك. ولكن كل هذا لا يمنع يديه من معركته ضد الانفصاليين. وفي الوقت نفسه، نضاله ضد ديف يقول: هذا العنصر السحري: هذه القصة حقيقية. ومن أكثر إثارة للاهتمام أن تعرف: كان الفردوسي مترجم! الكثير الشاهنامة، في مختلف البلدان، وكتب في السنوات التي سبقت، ولكن هذا فن الفردوسي: مدرسة الواقعية السحرية، وجمع وتنظيمها، وقصائد مكتوبة قابلة للحياة. لذلك، يمكننا أن نقول أن هذا النوع من الأدب، وأساليب أدبية أو أخرى، فإن إيران لديها تاريخ من آلاف السنين: قصائد والزرادشتية ياسنا، التي يعود تاريخها إلى ما قبل الإسلام. والترجمات الأولى في الوقت المناسب: وزير الساسانية القيام به، أهمها: كتب كليلة ودمنة أو القصص القصيرة لغات الحيوانات، من الهندية إلى الفارسية.
Magical realizm İranda minlərlə illik bir tarixi var.
Gabriel Garcia Marquez-in sehrli realizm məktəb səbəb onlar bir neçə il dünya ədəbiyyatı əsir ki, bilirik. O, 200 milyon nüsxə, iki il kitab yazmaq və dünya qazandı ۲۰-dən çox dilə tərcümə edilib ilə Solitude Yüz il. sadəcə hekayə içəridən problemlər zalım rejimlər: terror çılpaq şou əsasında idarəetmə sistemi. Amma bu yalnız o seçdiyi üsul deyil, lakin müasir İranda, Qulamhüseyn Saeedi Reza Baraheni də bu janrın sahibi hesab etmək olar.
ədəbiyyat sehrli realizm məktəbi, strukturları reallığı dəyişdirilə anlayış, real dünya lakin onların causal əlaqələr yaradılmışdır. hekayələr sehrli realizm üslubunda yazılmış, hər şey normal, lakin onlara bir sehrli və qeyri-adi element. (Wikipedia)
müəyyən İranda sehrli realizm ilə, il və ya daha minlərlə bir tarixi var! Şahnamə min il yazılı: haqqında ən sübut. Bu kitab ictimai reallıq, ki, hər yerdə üz olur, lakin sehrli texnologiya Firdovsi sehrli elementləri ilə fakt normal dövlətlərin edir. o Sistan Yili, mənim xarakter Rüstəm əlində deyir ki, bu halda. reallıq davam edir və bir əsgər və ya İran sərhədinə komandiri, qonşuları pozulmasına qarşı dayana bildi. O dövrdə şərq qonşu mərkəzi qarşı Turan, Türk və İsfəndiyar adı aşması və ya zərbə rəhbərlik çağırıldı. Bu sonra mərkəzi oldu! sərhəd pozulub üzərində və onlara bilmirdim. Amma Rüstəm bu bilirdi! Şahnamə ən maraqlı hekayələr, iki qonşu, yəni İran və Turan edir! Əvvəllər onun iki qızı adlı bir padşah, mülkiyyətidir onları adına idi. Amma Esfandiari çəkməyi bacardı: Rüstəm oğlu ordusu Ata problem var. Şahnamə Bütün hekayələr baş! silahlı mübarizəyə siyasi mübarizə, oğlan şəxsiyyətini bilmədən atası qədər, o, öz əlləri ilə şikəst! ata daha əziyyət Söhrab, son anda onların pazıbent off göstərir. Amma bütün bu separatçılarına qarşı mübarizədə onun əllərini mane olmur. Eyni zamanda, Akvan Dave qarşı mübarizə deyir ki, sehrli element: Bu hekayə doğrudur. Bu bilmək daha maraqlıdır: Firdovsi bir compiler idi! Şahnamə çox müxtəlif ölkələrdə, illər əvvəl yazılmış, lakin bu Firdovsi sənəti idi sehrli realizm məktəbi, toplamaq və onları təşkil və şeirlər səmərəli yazılı. geri İslama əvvəl dating, şeirlər və Zərdüşt Yasna: Ona görə də biz ədəbiyyat, ədəbi və ya digər üslub bu cür İran minlərlə illik tarixi var ki, demək olar. Və zaman ilk tərcümə: Hindi-dan fars Panchatantra kitab və ya heyvan Dil qısa hekayələr, BOZORGMEHR.BRANCH naziri Sasani ən əhəmiyyətli varlıq edilir.

[ad_2]

لینک منبع

قبرستان بقیع را تخریب کرد، هیچکدام جرات نکردند بگویند: تخریب در برابر تخریب

[ad_1]

کاربر گرامي، سلام
در تاريخ چهارشنبه ۹۶ تير ۲۸ نوشته شما با عنوان مسلمانان ميانمار وارثان پيامبران زمان ما برگزيده شده و در جايگاه تيتر يک در مجله پارسي نامه قرار گرفته است. دبير تحريريه ي اين انتخاب *سحربانو* و دبير سرويس آن منيره غلامي توکلي بوده است. اميدواريم هميشه موفق باشيد.

مسلمانان میانمار وارثان پیامبران زمان ما
اختلاف اصلی وهابیت با شیعه، در همین یک کلمه است که: آنها می گویند پیامبر اسلام نه ارثی داشته و نه وارثی! ولی شیعه می گوید هم ارث داشته و هم وارث. ارث اصلی پیامبر کتاب الله است، و وارث اصلی ایشان عترت می باشد. که خود ایشان فرمودند: (انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی) ماترک من دو چیز است: کتاب خدا و خاندان من. البته وراث و ارثیه های دیگر هم ذکر شده: که گفته شده اموال شخصی ایشان، زمین های فدک و باغات خیبر و امثال آن. مهمتر از همه وارثان انبیا، علما هستند: (العلما ورثه الانبیا) اهمیت بحث قرن حاضر در همین است که: ارث و وارث نباید از هم جدا شوند. لذا علما یعنی کسانی که قران را محافظت می کنند، و آن را با آموزش دادن حفظ می کنند، جزو عترت پیامبر هستند. عترت رسول در زمان ما، مانند قران دارای تیراژ یا تعدد است. بسیاری از علما، نسبا و سببا از سلاله رسول الله هستند، ولی برخی فقط به سبب: حفظ و آموزش قران واحکام آن وارث پیامبر می شوند. این علما دارای درجات هستند: یعنی همه در یک سطح قرار ندارند، برخی مانند مراجع قم یا مشهد و نجف، همه گونه آزادی مطالعه و اندیشه و بحث و فحص را دارند، و لذا به درجات عالی اجتهاد و بالاتر می رسند. اما تعدادی نیز در شرایط سختی هستند، و حتی خواندن قران برای آنها جرم است. مانند علمای جمهوری آذربایجان، که با اینکه این کشور شیعه هست، و همه اهالی آن پیرو امام زمان عج هستند، ولی بدتر از ارمنستان است! آنقدر که بر علما در جمهوری آذربایجان، سخت گیری می شود با علمای لاچین، که تحت سلطه ارمنی ها است برخورد نمی شود! زیرا حیدر علی اف، افسر ارشد کا گ ب بود و: هدف او براندازی دین بود و: بعد از فروپاشی هم به این کار ادامه داد. فرزندان اوهم، همه کمونیست هستند. فقط در آذربایجان شیعه نیست که علما، مانند پیامبران، تحت شکنجه و آزار هستند، در میانمار هم همینطور است. مردم میانمار، همه پیامبران زمان خود هستند، زیرا که از دین خدا محافظت می کنند، از هیچ کشتار ها و شکنجه ها نمی ترسند و: مانند پیامبران استقامت می کنند. آنها میتوانند از دین اسلام دست بکشند، بودایی یا لامذهب بشوند تا: بهترین زندگی را داشته باشند، ولی همچون انبیا الهی، زیر شکنجه ها و کشتار ها، دست از اسلام برنمی دارند. اینها وارثان واقعی پیامبران هستند، ولو اینکه به اندازه مجتهدان: نجف یا قم و مشهد اطلاعات نداشته باشند. اینها استقامت دارند، و این همان چیزی است که: در قران ذکر شده و پیامبر می فرماید: این آیه از سوره هود مرا پیر کرد! (فاستقم کما امرت و من تاب معک) اینها نه تنها از سوی کسی حمایت نمی شوند، بلکه دیگران، حتی مسئولان جمهوری اسلامی هم! از ترس (دخالت در امور کشورهای دیگر)، اگر کاری هم از دستشان بیاید، برسر آنها می زنند! تا مبادا آل سعود یا آمریکا بگویند: ما سلاح یا غذا و داروی ایرانی، در بین مسلمانان میانمار پیدا کردیم! چرا راه دور می رویم؟ همین بغل گوشمان بحرین، که تا چند سال پیش استان ۱۴ایران بود، الان تبدیل به کابوسی برای مسئولین ایران شده! همینکه می گویند: چند بحرینی طرفدار ایران را دستگیر کردند، تن اینها می لرزد! و فکر می کنند فردا اینها را هم دستگیر می کنند! در عربستان، آل سعود، قبرستان بقیع را تخریب کرد، هیچکدام جرات نکردند بگویند: تخریب در برابر تخریب! زیرا همانطور که آنان ملک شخصی: پدر بزرگ ایرانی ها راتخریب کردند، و نوادگان آنها را تبعید نمودند، اینها هم که ادعا می کنند: نوادگان آنها هستند، یک موشک به آل سعود بزنند!
The Myanmar Muslims are the heirs of the prophets of our time
The main difference between Shah and Wahhabism is in the same word: They say that the Prophet of Islam is neither inherited nor inherited! But the Shia says both the inheritance and the heir. The main inheritance of the Prophet is the book of Allah, and his main heir is the Etruth. He himself said: My relic is two things: the Book of God and my household. Of course, the inheritance and other inheritances are mentioned: it is said that their personal property, Fadak lands and Khaybar Gardens and the like. Most importantly, the heirs of the prophets are the ulama: () The importance of the discussion of the present century is that: the inheritance and heirs should not be separated. Therefore, the ulama-those who protect the Qur’an, and preserve it by teaching, are among the Prophet’s etrates. The Prophet’s tract in our time, like the Qur’an, has circulation or plurality. Many scholars, relatives and masters of the Holy Prophet (s) are Allah, but some only because of: preserving and teaching the Qur’an and its successors are the heirs of the Prophet. These scholars have degrees: they are not all at the same level, some like the Qom or Mashhad and Najaf, have all the freedom of study, thought and discussion, and thus reach the highest levels of ijtihad and above. But some are also in difficult times, and even reading the Quran is a crime for them. Like the scholars of the Azerbaijani Republic, which, despite being Shi’a, and all its inhabitants follow the Imam, are worse than Armenia! As hard as the scholars in the Republic of Azerbaijan, they will not be treated by the Ulaahs of Lachin, which is dominated by the Armenians! Because Heydar Aliyev was the senior officer of the KGB, and his goal was to overthrow the religion: after the collapse, he continued. His children are all communists. It is not only Shi’a in Azerbaijan that the Ulema, like the Prophets, is tortured and harassed, it is in Myanmar too. The people of Myanmar are all prophets of their time because they protect God’s religion, they are not afraid of any killing and torture, and they persevere like prophets. They can give up Islam, Buddhism, or Islam to have the best of life, but they do not give up Islam, like the divine prophets, under torture and killing. These are the true heirs of the prophets, although they do not have the information of the mujtahids: Najaf or Qom and Mashhad. These are persevering, and this is what is mentioned in the Qur’an and the Prophet says: “This verse from the Surah hood has made me old! (I am fortunate enough to support me and others), not just the officials of the Islamic Republic! From fear (interference in the affairs of other countries), if they do something, they will take them! So that Saudi Arabia or the United States say: We have found weapons or food and medicine in Iran among the Muslims of Myanmar! Why are we going to distance? The same hand in Bahrain, which was only 14 years ago in Iran, has now become a nightmare for Iranian officials! When they say: How many Bahraini arrested Iran’s supporter, they are shaking! And they think they’ll arrest them again tomorrow! In Saudi Arabia, al-Saud destroyed Baqi’s cemetery, none of them dared to say: demolition against destruction! Because they, as they personally destroyed, destroyed the grandfather of Iranians, and banished their descendants, who claim that they are descendants of a rocket to Al Saud!
ورثة ميانمار المسلمين الأنبياء في عصرنا
الاختلافات الرئيسية مع الوهابية الشيعة، وهذا هو الكلام الذي يقولونه كان محمد يست وراثية وليس ولي العهد! ولكن شي يقول الميراث وريث. تركة الرئيسي لرسول الله، وريث منزل عائلته. قال فيها: بلادي إرث هو أمرين: كتاب الله وعائلتي. ورثة وغيرها من التراث المدرجة: الذي قال ممتلكاتهم الشخصية والأرض والحدائق فدعق خيبر وما شابه ذلك. قبل كل شيء رثة الأنبياء، والعلماء (العلماء ورثة الأنبياء) المسائل التي نوقشت في هذا القرن هو أن من الميراث وريث يجب فصل. علماء القرآن الذين يحمون، والحفاظ عليه مع التدريب، هي من بين ذرية النبي. بيت النبي في عصرنا، مثل القرآن هي تداول أو رقم. كثير من العلماء، والمناخات SBBA سليل النبي، ولكن بعض قضية عادلة: للحفاظ على وتعليم أحكام القرآن هم ورثة الأنبياء. ولكن بعضها أيضا في وضع صعب، وحتى قراءة القرآن بالنسبة لهم هو جريمة. كما علماء أذربيجان، وهو بلد شيعي، وجميع سكانها هم أتباع الإمام المهدي، ولكن أرمينيا هو أسوأ! بحيث العلماء في أذربيجان، والصرامة مع علماء البريد لاشين، الذي يهيمن عليه الأرمن لا يعامل! لأن حيدر علييف، ضابط الكي جي بي كان: ان هدفه هو إسقاط الدين بعد استمر انهيار للقيام بذلك. أولاده، ايضا، هي كل الشيوعيين. أذربيجان ليس فقط العلماء الشيعة، مثل الأنبياء، تحت الاضطهاد في ميانمار جدا. ميانمار الناس، كل الأنبياء من وقتهم، بسبب دين الله حماية من أية أعمال قتل وتعذيب لسنا خائفين من هؤلاء الأنبياء المثابرة. ويمكن أن تتخلى عن الإسلام، البوذية أو ملحدا كما يلي: الحصول على أفضل حياة، ولكن كما الانبياء والتعذيب والقتل والإسلام لا تتوقف عند هذا الحد. هذه هي ورثة الحقيقية للأنبياء، على الرغم من أن حجم العلماء: النجف أو قم ومشهد لا تملك المعلومات. هذه القدرة على التحمل، وهذا هو ما: قال القرآن الكريم والسنة النبوية: الآية من سورة هود الذين تتراوح أعمارهم بين لي! غير معتمدة ليس فقط من قبل أي شخص، ولكن البعض الآخر، وحتى المسؤولين في الجمهورية الإسلامية! الخوف (التدخل في شؤون الدول الأخرى)، وإذا كانت لا تأتي معا، فهي أكثر! قناة العربية أو أمريكا لا يعني أننا أسلحة إيرانية أو إدارة الغذاء والدواء، وجدت في ميانمار بين المسلمين! لماذا تذهب المسافة؟ سماع البحرين نفس الجانب، التي كانت حتى قبل بضع سنوات، محافظة ال۱۴ إيران، تحولت الآن إلى كابوس بالنسبة للسلطات الإيرانية! كما يقولون، وهو بحريني الموالي لإيران القبض، هذه الهزات! وأعتقد أن غدا سوف اعتقال! في المملكة العربية السعودية، سعود، ودمرت مقبرة البقيع، يجرؤ أحدا لم يقل: تدمير تدمير! لأنه كما ممتلكاتهم الشخصية: الجد الإيرانيين دمرت، وكانوا في المنفى ذريتهم، يزعمون أن: هي ذريتهم، أصاب صاروخ آل سعود!
Dövrümüzün peyğəmbərlərin Myanmar müsəlmanların varisləri
Şiə Vəhhabi ilə əsas fərqlər, bu, onlar Məhəmməd deyil irsi və varisi idi demək ki, bir söz var! Amma Shi miras və varisi deyir. ailəsinin evinə əsas Allahın Peyğəmbər miras və varisi. Hansı dedi: Allahın kitabı və mənim ailə: Mənim miras iki şey var. sadalanan varisləri və digər irs onların şəxsi əmlak, torpaq və bağlar Fədək Khyber və kimi bildirib. peyğəmbərlərin bütün varisləri şeydən bu əsrdə müzakirə alimlər (Ulama varisləri Anbiya) məsələləri miras və varisi ayrılmalıdır ki var. təlim ilə onu qorumaq və qorumaq Quran alimlər Peyğəmbərin nəslindən var. belə Quran kimi vaxt peyğəmbər, Məişət dövriyyəsi və ya nömrəsini. alimlər, iqlim çox və Sbba Peyğəmbərin nəslindən, lakin bəzi yalnız səbəb: qorumaq və Quran qaydaları öyrətmək üçün peyğəmbərlərin varisləridir. Lakin bəzi çətin vəziyyətdə də var və onlara cinayət üçün belə Quran oxumaq. şiə ölkəsi olan Azərbaycan alimləri, və onun bütün sakinləri kimi İmam Mehdinin ardıcılları, lakin Ermənistan pisdir! Azərbaycanda alimlər ki, ermənilər üstünlük təşkil edir Üləma-e Laçın ilə rigor müalicə deyil! Heydər Əliyev, baş KGB zabit idi: dağılması bunu davam sonra məqsəd din devirmək idi. Onun uşaqlar, çox, bütün kommunistlər var. Azərbaycan peyğəmbərlər kimi, çox Myanmar zülm altında olan yalnız şiə üləma edir. Myanmar insanlar, çünki hər hansı bir cinayətləri və işgəncə qorumaq Allahın dininin vaxt bütün peyğəmbərlər belə peyğəmbərlər səbr qorxmur. Onlar İslam, Buddist imtina və ya ateist olmaq: yaxşı həyat var, lakin ilahi peyğəmbərlər, işgəncə və qırğınlar kimi, İslam orada dayandırmaq deyil. Nəcəf və ya Qum və Məşhəd məlumat yoxdur: Bu alimlərin ölçüsü baxmayaraq, peyğəmbərlərin doğru varisləri var. Quran və Peyğəmbər dedi: Bu dözümlülük və bu nə surəsi Hud ayə mənə yaşlı! Bu yalnız hər kəs tərəfindən dəstəklənir, lakin deyil ki, İslam Respublikasının başqaları hətta rəsmiləri! Fear (digər ölkələrin işlərinə müdaxilə), onlar bir araya gəlib, onlar artıq var! Al Arabia və ya Amerika biz İran silah və ya müsəlmanlar arasında Myanmar aşkar Qida və Dərman İdarəsi demək deyil! Nə məsafə getmək? Bahrain bir neçə il əvvəl qədər, İranın 14 əyalətində, indi İran hakimiyyəti üçün bir kabusa döndü eyni tərəfi, eşitmək! Necə deyərlər, bir pro-İran Bəhreyn bu titrəmələri, həbs olundu! Onlar həbs ki, sabah edirəm! Səudiyyə Ərəbistanı, Səud ildə Baqi qəbiristanlığı dağıdılıb, heç demək deyil cəsarət: məhv məhv!

[ad_2]

لینک منبع

بیو تروریسم ال سعود ، این بار در یمن

[ad_1]

به گزارش پایگاه خبری شبکه العالم به نقل از روسیا الیوم ، رئیس جمهوری سابق یمن با اشاره به اینکه به مردم آمریکا احترام می گذاریم و ضد آن کشور نیستیم، تاکید کرد که ما مخالف حمایت ها و پشتیبانی آمریکا، اسرائیل و انگلیس به ائتلاف عربی به رهبری عربستان برعلیه یمن هستیم که به کشتار کودکان ما و ویران کردن خانه هایمان مشغول هستند.
رئیس حزب کنگره مردمی یمن افزود : ائتلاف با به کارگیری سلاح های مخرب مانند بمب های خوشه ای و بمب‌های “ترموباریک”(گرما فشاری) با قدرت انفجاری بسیار زیاد آثار زیانباری برای مردم یمن به جا می گذارد.
یادآور می شود سازمان بهداشت جهانی وابسته به سازمان ملل هفته گذشته از افزایش تعداد جانباختگان شیوع وبا در یمن به ۱۵۰۰ مورد خبر داد.
نماینده سازمان بهداشت جهانی در یمن در کنفرانس مطبوعاتی در صنعا اعلام کرد تعداد مواردی که مشکوک به ابتلا به وبا هستند تا ۳۰ ژوئن به ۲۴۶ هزار نفر رسیده است.
سازمان بهداشت جهانی یک تیم اورژانس متشکل از تعدادی پزشک، پرستار و امدادگر را برای جبران کمبود شدید کادر پزشکی مناسب و تخریب زیرساخت های بهداشتی یمن تشکیل داده است، بخش بهداشت و درمان یمن در نتیجه ۲۷ ماه حمله مستمر یه این کشور به سرکردگی عربستان به شدت آسیب دیده است.
با گذشت بیش از دو سال از جنگ، بیش از ۵۰ درصد از بیمارستان های و مراکز بهداشتی و درمانی یمن از کار افتاده اند.
بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی در این جنگ بیش از ۸ هزار نفر کشته و ۴۰ هزار دیگر مجروح شده اند.

[ad_2]

لینک منبع

ایا مردم ترکیه بر تلویزیون و ماهواره های خود نظارتی ندارند؟

[ad_1]

ترکیه غیرتمند است
ایا مردم ترکیه بر تلویزیون و ماهواره های خود نظارتی ندارند؟
آیا آن ها نمی دانند که این دستگاه تبلیغاتی چه چهره وحشتناکی از ترک ها را معرفی می کند؟
همه سریال های ترکیه ای، صحبت از خیانت های ناموسی است، و بلند ترین سریال ها که: به زبان فارسی پخش می شود، بسیار زشت و ناپسند است . و اینطور نشان می دهد که: همه زنان و مردان ترکیه خائن هستند، و به همسران و فرزندان خود خیانت می کنند. اگر مردم ترکیه دوست دارند که: اینطور معرفی شوند حرفی نیست، ولی ما میدانیم که ترک ها غیرت دارند، و از زنان و دختران خود محافظت می کنند، و هرگز به آنان خیانت نمی کنند.
بلکه این ماهواره ها هستند که: با پول عربستان و اسرائیل، چهره ترکیه را بد معرفی می کنند. و می خواهند ایرانی ها را هم خائن بار بیاورند. ما از ملت ترکیه می خواهیم که: حالا که دولت آتاترکی ضعیف شده، و قدرت اسلامی مردم در ترکیه بیشتر شده، بر این سریال ها و فیلم ها نظارت کنند، و تولید کنندگان آن را به راه راست هدایت کنند، و اگر نشدند آن ها را نابود کنند، و نگذارند برای چند دلار نفتی، حیثیت مردم غیرتمند ترکیه به باد برود.
Türkiye gayretli olduğunu
Türk halkı kendi uydu TV’de kontrol etmiyorsunuz?
Onlar Türklerin propaganda makinesi ne korkunç bir yüz tanımlayan biliyor musunuz?
Tüm Türk diziler, ihanet, namus ve Farsça yayın olacak uzun bir dizi konuşma, müstehcen olduğunu. Ve Türkiye’deki tüm kadın ve erkeklerin hain ve eşlerini ve çocuklarını ihanet olduğunu göstermektedir. Böyle Türk halkı bir şey tanıtmak değil, ama biz Türkler onur olduğunu biliyoruz ve kadınları ve kızları korumak ve onlara ihanet yoksa.
Fakat bu uydular şunlardır: Suudi Arabistan ve İsrail para, Türkiye’nin yüzü kötü sunulmuştur. İran ve bir kez hainler getirmek istiyorum. Biz Türk milleti çağırıyorum, şimdi değilse hükümet ve doğru yolu daha bu dizi ve filmler izleme Türkiye’de insanlar, ve üreticilerin zayıflamış ve edildiğini Atatürk petrol için birkaç dolar yok, ve değil, haysiyet gayretli Türk halkı rüzgar gidin.

[ad_2]

لینک منبع

نامه امام موسی صدر برای باز سازی بقیع

[ad_1]

هشتم شوال برابر با سالروز واقعه تخریب بقیع در سال ۱۳۴۴ هجری قمری است. روزی که قبرستان بقیع به دست وهابیون به طور کامل تخریب شد مام موسی صدر پس از تلاش‌هایی که برای بازسازی قبرستان بقیع در دیدار با شاهزاده سعودی داشته، در محرم سال ۱۳۹۴ قمری نامه‌ای برای یادآوری و درخواست دوباره می‌نویسد. ترجمه فارسی این نامه را در ادامه می‌خوانید.
سرور و برادر بزرگوارم، عالی‌جناب، شاهزاده امیرمحسن عبدالمحسن بن عبد العزیز آل سعود
سلام و رحمت و برکات خداوند بر شما باد که از حرمین و حجاج آن‌ محافظت و صیانت می‌کنید و پایه‌های حکومتتان را بر احکام الهی بنا نهاده‌اید و جایگاه مسلمانان را بالا برده‌اید و چون آزمون فرا رسید، تحت رهبری آن رهبر پیروز، چنان موضعی اتخاذ کردیدکه سرزمین و امت و رهبری شما را در برابر دو ابر قدرت، به نیرویی الهی و والا بدل کرد. آرزوها را بارور کردید و اعتماد و خرسندی را در جان اعراب و مسلمانان نشاندید. گوارایتان باد و پاینده باشید.
در این‌جا، سفر برادر و خویشاوند خود حضرت علامه هادی قمی را برای ادای عمره غنیمت می‌شمرم و این نامه را بدو می‌سپارم تا به وسیله آن پیمانم را تجدید کنم و به برادری گرامی که دیدار کوتاهش باعث شد احساسی عمیق و دوست داشتنی با اخلاص و احترامی همراه با محبت داشته باشم، سلامی برسانم و سپس، گفت‌وگویی را به آن سرور شاهزاده یادآوری کنم که در دیدار سال ۱۳۹۲ در دفتر جناب‌عالی درباره برخی تعمیرات و سازمان‌دهی‌های اطراف بقیع داشتیم.
در آن دیدار، با ملاحظه خاطر بزرگوار و همت بلند و روح مؤمن و دورنگری و روشن‌بینی جناب عالی، گفتم که ساختن بارگاه برای امامان اهل بیت، مورد اتفاق فقهای مسلمانان نیست و به همین سبب، برای پرهیز از حرج، چنین درخواستی نداریم، اما سر و سامان دادن به قبرستان و آسفالت یا سنگ‌فرش کردن راه‌های داخلی آن و کاشتن اطراف آن و تبدیل آن به بوستانی آزاد با فواره و آب‌نما و مرمت دیوارها و گذاشتن سنگ‌های زیبا در آن‌ها و تعبیه سایه‌بان‌های مرتب گرداگرد آن و اقداماتی از این دست، موضع اتفاق فقهاست و موجب تکریم صدها هزار نفر زائر و عمره‌گزار و حج‌گزار و دوست‌دار است و سبب تألیف قلوب گِردِ رهبریِ اسلامی درخشان و فزاینده شما خواهد بود؛ خصوصاً در این زمان که اعلی‌حضرت کوشش فراوانی برای وحدت مسلمین و هم‌دلی آنان دارد.
سرور و برادر من امیر بزرگوار! خداوند شاهد است ـ و همو برای شاهد بودن کافی است ـ که این پیشنهاد از قلبی پرخلوص و ذهنی آگاه بر آمده که ابعاد مسئله را درک می‌کند و خیرخواه همه شما به خصوص شخص جناب‌عالی است؛ چراکه دوست‌دار شما هستم.
پس خود را در صفحات تاریخ و در دل و زبان میلیون‌ها بلکه صدها میلیون مسلمان، بلکه‌ اجازه دهید بگویم‌، در جان رسول اکرم ـ که درود و سلام فراوان بر او باد ـ جاودانه کن. و از این فراتر، این کار را به مثابه دِینی بر گردن دوستارانت که من کوچک‌ترینشان هستم قرار ده؛ دِینی که با دوستی و خدمت و ایثار دار و ندار هم ادا کردنی نیست.
من بی‌تابانه منتظر پاسخ هستم و بسیار شادمان خواهم شد اگر هنگامی که در بیروت به استقبال شما می‌آیم یا هنگامی که برای زیارت بارگاه پیامبر اکرم و دیدار با نگهبان و پاسدار آن، امیر، به مدینه مشرف می‌شوم، درباره بسیاری از مسائل با هم گفت‌وگو کنیم.
در خاتمه، ای بزرگوار، دعا و سلام و درودها و اشتیاق مرا بپذیرید.

[ad_2]

لینک منبع

و جایی برای طرح شکایت بین المللی وجود ندارد

[ad_1]

قوه قضاییه چگونه میتواند: منویات رهبری را اجرایی کند؟
اگر قوه قضاییه بخواهد در مسائل بین المللی حضور داشته باشد، مشکلاتی بر سر راه آن وجود دارد، لذا بسرعت نمی تواند به موضوع عمل کند. یکی از مشکلات نبود قوه قضاییه یگپارچه جهانی است! یعنی جایی برای شکایت وجود ندارد، و اگر شکایت هم بشود، رسیدگی کننده عادلی وجود ندارد. و اگر حکم مناسبی هم صادر شود، ضمانت اجرا ندارد. برخی ها که از حقوق بین الملل اطلاع ندارند، فکر می کنند دادگاه لاهه، وزارت دادگستری جهانی است! و هرکس می تواند در ان طرح دعوی کند، و نتیجه بگیرد! اما اینطور نیست، بلکه دادگاه لاهه فقط به موضوعاتی رسیدگی می کند که: دو طرف یا دو کشور متخاصم، توافق کنند که در آنجا رسیدگی شود. البته در برخی موارد، اگر شورای امنیت در مورد جرایم جنگی، نظری داشته باشد میتواند به این دادگاه ارجاع نماید. اگر از سیستم داخلی خودمان هم استفاده کنیم، اولا فقط شاکی خصوصی می تواند شکایت کند! و اگر توانست رای بگیرد، وزارت امور خارجه در مورد پیگیری رای کمک می کند. در واقع دنیای بی در و پیکری داریم، و جایی برای طرح شکایت بین المللی وجود ندارد. اگر دادگاه های داخلی هم بخواهند رسیدگی کنند، ممکن است متشاکی در کشوری باشد که: قرارداد استرداد مجرمین نداریم، یا اینترپول چندان تمایلی به همکاری نداشته باشد. همانطور هم که از قانون استرداد مجرمین بر می آید، باید اول او را محکوم کرد! بعد تقاضای استرداد نمود. بد تر از این، قانون کاپیتولاسیون هست که: برخی کشورها نه تنها استرداد مجرم نمی کنند، حتی اگر مجرمیت او در محل جرم ثابت شود، باید وی را به کشور متبوع انتقال دهند، تا دوباره با قوانین خودشان محاکمه شود. لذا همانطور که در اشارات رهبری هم بود، این نوع شکایات سمبلیک است! تا برای تاریخ بماند. لذا اگر شکایت آنطور که ماتصور می کنیم باشد، در ابتدا باید یک قوه قضاییه یا دادگستری بین المللی، با اساسنامه حقوق بشر و حقوق اساسی ایجاد شود. قاضی القضات آن از سوی دبیرکل سازمان ملل، یا رئیس کنفرانس اسلامی تعیین شود! تا آن موقع ما سه راه در پیش رو داریم: صدور بیانیه یا سخنرانی و یا ارسال: نامه های سرگشاده به سران جهان و یا: سازمان ملل و دیگر سازمانهای بین المللی، اولین راهکار است که طبیعتا: جنبه افشاگری و آطلاع رسانی خواهد داشت. دوم در داخل کشور، و با قوانین خود دعاوی بین امللی را هم، مانند دعاوی داخلی پذیرفته، و رسیدگی شود. با صدور رای، مجرمان را تحت پیگرد قرار گیرند. و مانند احکام دادگاههای صحرایی، حکم هم اجرا شود: مامور اجرای حکم به همه جا برود، علنی و مخفی حکم را اجرا نماید. حالت سوم این است که مدارک را، برای اعضای شورای امنیت بفرستیم، و از انها انتظار داشته باشیم تا دستور: تشکیل دادگاههای جرایم جنگی یا غیرجنگی را بدهند. و یا از امکانات دادگاههای جرایم جنگی استفاده نمایند. مثلا در مورد تخریب آرامگاه بقیع در مدینه، مستندا نامه نگاری با آل سعود شده، و در خواست باز سازی نمایند. اگر آل سعود جواب نداد و: یا اینکه جواب داد ولی اجازه نداد، آن را به عنوان مدرک به: شورای امنیت ارائه و: خواستار رسیدگی به این جنایات جنگی شد، یا اصرار آنها بر مخروبه ماندن بقیع را، تاییدیه جنایات جنگی پدرانشان محسوب کرد. که البته همه اینها دور از ذهن است. اما بهر حال طرح دعوا بهتر از ساکت نشستن یا تماشاچی بودن است. اگر کسی به داد ما نرسید حواله به حضرت عباس می دهیم.
How the judiciary cans: Manage leadership?
If the judiciary wants to be present in international affairs, there are problems with it, so it can not act quickly. One of the problems is the lack of a universal Judiciary! There is no place to complain, and if there is a complaint, there is no fair hearing. And if the appropriate order is issued, there is no guarantee. Some who do not know international law think that the Hague Court is the Ministry of Justice. And anyone can sue it, and conclude! But this is not the case, but the Hague Court will only consider issues that: the two sides or two hostile states agree to be dealt with there. Of course, in some cases, if the Security Council has an opinion on war crimes, it can refer the court. If we use our own internal system, then only a private plaintiff can complain! And if it were able to vote, the State Department would help to track the vote. In fact, there is a world of nobody, and there is no place for an international complaint. If domestic courts also want to deal with it, the convict may be in a country where there is no extradition contract, or Interpol is reluctant to cooperate. As with the extradition law of convicted offenders, he must first be condemned to him! Then demanded a refund. Worse yet, there is a capitulation law: Some countries not only do not offend extradition, even if their conviction proves to be on the crime scene, they must be transferred to the country in order to be tried again under their own laws. So, as in the tips of leadership, these types of complaints are symbolic! Stay up to date. So, if the complaint is as it may be, we must first have a judiciary or international tribunal established by the Constitution of Human Rights and Fundamental Rights. Judge of the Islamic Revolutionary Tribunal appointed by the Secretary-General of the United Nations, or the head of the Islamic Conference! Until then, we have three ways ahead: issuing statements or speeches or sending: Open letters to world leaders or: The United Nations and other international organizations are the first to naturally: have a facet of disclosure and accountability. Secondly, within the country, and in accordance with its own laws, international claims are accepted, as well as domestic claims. Censors will be prosecuted by issuing a vote. And like the rulings of the courtrooms, the verdict is executed: the officer executes the sentence everywhere, publicly and secretly executes the sentence. The third option is to send the documents to members of the Security Council, and we expect them to order the formation of war crimes or non-war crimes tribunals. Or use the facilities of the war crimes tribunals. For example, in the case of the demolition of the Baqih tomb in Medina, documentary letters have been sent to al-Saud and rebuilt in demand. If Al Saud did not answer and either answered, but did not allow it, he presented it as evidence to the Security Council: He demanded that these war crimes be investigated, or that their insistence on staying alive be considered as confirmation of their fathers’ war crimes . Of course, all this is far from the mind. But it’s better to sit down or be a spectator. If anyone does not reach us, we will give it to Abbas.
كيف يمكن القضاء: زعيم تعليقات لتنفيذ؟
إذا كان القضاء هو أن يكون حاضرا في القضايا الدولية، ومشاكل في الطريق إلى هناك، لا يمكننا التحرك فورا بشأن هذه المسألة. واحدة من المشاكل هو عدم وجود السلطة القضائية العالم جامدة! ليس هناك مجال للشكوى، إذا كانت الشكوى نفسه، ليس هناك أية التعامل العادل. وإذا سيصدر الحكم المناسب، لا الإنفاذ. بعض الناس لا يدركون القانون الدولي، والتفكير لاهاي، وزارة العدل هي عالمية! ويمكن للمرء في الدعوى، وإبرام! ولكنها ليست سوى محكمة لاهاي للتعامل مع القضايا التي الجانبين أو اثنتين من الدول المتحاربة، توافق على أن تعالج هناك. في بعض الحالات، إذا كان مجلس الأمن في حالة جرائم الحرب، مثل أن تكون قادرا على الرجوع إلى هذه المحكمة. إذا أردنا استخدام نظامنا الداخلي الخاص، أولا فقط المدعي الخاص يمكن مقاضاة! وإذا كنت لم يدلوا بأصواتهم، وزارة الشؤون الخارجية على معدل المتابعة يمكن أن تساعد. فضفاض، والتي لا يوجد فيها التظلم الدولي في العالم. إذا كنت ترغب في التعامل مع المحاكم المحلية، قد تكون خاضعة في البلاد التي ليس لديها اتفاقيات تسليم المجرمين، أو الانتربول هو لا يميل للتعاون. كما وكذلك القانون بشأن تسليم المجرمين يأتي، يجب إدانة لها أولا! بعد طلب التسليم. والأسوأ من ذلك، والاستسلام أن بعض البلدان لا فقط لا تسليم، حتى ولو ثبت ذنب له في الجريمة، يجب أن تحمل له إلى البلاد، في أن يحاكم مرة أخرى عن طريق قوانينها الخاصة. وهكذا، كما كان في الصدارة نقطة، هذا النوع من الشكوى هو رمزي! على البقاء حتى الآن. حتى إذا نشكو كما نتصور هو في حاجة إلى القضاء أو القانون الدولي، وحقوق الإنسان وميثاق الحقوق الأساسية المراد إنشاؤه. تم تعيين رئيس المحكمة العليا الأمين العام للأمم المتحدة أو رئيس المؤتمر الإسلامي! حتى ذلك الحين، نحن ثلاث طرق المستقبل: بيان أو خطاب أو الكتابة: رسائل مفتوحة إلى زعماء العالم والأمم المتحدة والمنظمات الدولية الأخرى، والحل الأول هو الجوانب الطبيعية الإفصاح والتبليغ سيكون. والثانية في البلاد، وقوانينها المطالبات الدولية، مثل المطالبات المقبولة والتعامل معها. مع الحكم، سيتم مقاضاة الجناة. مثل التجارب الميدانية والجمل، الجملة تشغيل معا: الجلاد للذهاب في كل مكان، القرار العام والسري لتشغيل. أما النمط الثالث فهو دليل على أن يرسل أعضاء مجلس الأمن، ونحن نتوقع منهم لقيادة محاكمات جرائم الحرب أو أجر غير. أو استخدام مرافق محاكمات جرائم الحرب. على سبيل المثال، وتدمير قبر البقيع في المدينة المنورة، توثيق المراسلات مع آل سعود، وطلب إعادة بنائها. إذا لم السعوديين الرد: إما الجواب، ولكن للحفاظ على أنها دليل على عرض مجلس الأمن: لإجراء تحقيق في جرائم الحرب، أو يصرون على أنهم دمر موافقة البقاء الباقي للآباء جرائم حرب واعتبرت . بالطبع، كل هذا بعيد المنال. ومع ذلك، ونظرا للعمل أفضل من الجلوس أو متفرج. اذا كان شخص ما لأننا لم تعطي المال لعباس.
məhkəmə necə bilərsiniz: Şərhlər lideri həyata keçirilə bilər?
məhkəmə beynəlxalq məsələlərdə iştirak etmək deyil, orada yol problemləri dərhal məsələ ilə bağlı ola bilməz. problemlərdən biri məhkəmə sərt dünyanın olmaması! şikayət özü heç bir ədalətli məşğul olduqda şikayət üçün heç bir otaq var. Və müvafiq cümlə, heç bir mühafizə verilə əgər. Bəzi insanlar beynəlxalq hüquq fərqində deyil, Hague, hesab edirəm ki, Ədliyyə Nazirliyi universal deyil! Və bir iddia can və bağlamaq! Amma bu yalnız iki tərəf və ya iki müharibə xalqlar var müraciət etmək razıyam məsələləri ilə məşğul Hague Məhkəməsi edir. Bəzi hallarda, belə müharibə cinayətləri, halda Təhlükəsizlik Şurasının bu Məhkəməsinə müraciət etmək üçün əgər. biz öz daxili sistemi istifadə edirsinizsə, ilk növbədə yalnız xüsusi iddiaçı iddia edə bilər! Siz səs deyil əgər, təqib dərəcəsi Xarici İşlər Nazirliyi kömək edə bilər. Dünyanın boş və orada heç bir beynəlxalq şikayət. Siz daxili məhkəmələrin idarə etmək istəyirsinizsə, ekstradisiya müqavilələri var, və ya Interpol əməkdaşlıq meylli deyil nə ölkədə ola bilər. verilməsi haqqında qanun gəlir, eləcə də, onun ilk məhkum olmalıdır! ekstradisiya tələbi sonra. bu daha pis, bəzi ölkələrin cinayət onun günahkarlıq sübut edir, baxmayaraq ki, deyil ekstradisiya etmək yalnız təslim öz qanunları ilə yenidən mühakimə olunacaq ölkə onu keçirmək lazımdır. Bu bal aparıcı olduğu kimi Beləliklə, şikayət bu cür simvolik! bu günə qədər qalmaq. Birləşmiş Millətlər Təşkilatının Baş katibi və ya İslam Konfransı rəhbəri baş Ədliyyə müəyyən edilir! bəyanat və ya çıxış və ya yazmaq: dünya liderləri BMT və digər beynəlxalq təşkilatlara açıq məktublar, ilk həll olacaq açıqlanması və bildiriş təbii aspektləri O vaxta qədər, biz qabaqda üç yol var. ölkədə ikinci və onun bu cür qəbul iddiaları kimi qanunları Beynəlxalq iddiaları, və ilə məşğul olmuşdur. hökmü ilə failləri mühakimə olunacaq. Belə sahəsində məhkəmə və cümlələr kimi, cümlə birlikdə run: cəllad çalıştırmak üçün hər yerdə, ictimai və gizli qərarı getmək üçün. Üçüncü rejimi Təhlükəsizlik Şurasının üzvləri göndərmək sübut edir və biz onlara müharibə cinayətləri məhkəmə və ya qeyri pay əmr gözləyirik. Və ya müharibə cinayətləri sınaq qurğuları istifadə edin. Məsələn, Mədinədə Baqi Türbəsi məhv Səud Evi ilə yazışma sənəd və onların yenidən qurulması istədi. Səudiyyəlilər cavab olmasaydı: müharibə cinayətləri istintaq üçün, və ya onlar müharibə cinayətləri ataları üçün qalmaq Baqi təsdiq hesab Yıxılmış təkid: ya cavab, lakin Təhlükəsizlik Şurasının təqdimatı sübut kimi saxlamaq üçün . Əlbəttə ki, bütün bu uzaq alındı. Lakin, fəaliyyət oturan və ya tamaşaçı daha yaxşıdır, çünki. kimsə, biz Abbas pul vermədi.

[ad_2]

لینک منبع