نامه امام موسی صدر برای باز سازی بقیع

[ad_1]

هشتم شوال برابر با سالروز واقعه تخریب بقیع در سال ۱۳۴۴ هجری قمری است. روزی که قبرستان بقیع به دست وهابیون به طور کامل تخریب شد مام موسی صدر پس از تلاش‌هایی که برای بازسازی قبرستان بقیع در دیدار با شاهزاده سعودی داشته، در محرم سال ۱۳۹۴ قمری نامه‌ای برای یادآوری و درخواست دوباره می‌نویسد. ترجمه فارسی این نامه را در ادامه می‌خوانید.
سرور و برادر بزرگوارم، عالی‌جناب، شاهزاده امیرمحسن عبدالمحسن بن عبد العزیز آل سعود
سلام و رحمت و برکات خداوند بر شما باد که از حرمین و حجاج آن‌ محافظت و صیانت می‌کنید و پایه‌های حکومتتان را بر احکام الهی بنا نهاده‌اید و جایگاه مسلمانان را بالا برده‌اید و چون آزمون فرا رسید، تحت رهبری آن رهبر پیروز، چنان موضعی اتخاذ کردیدکه سرزمین و امت و رهبری شما را در برابر دو ابر قدرت، به نیرویی الهی و والا بدل کرد. آرزوها را بارور کردید و اعتماد و خرسندی را در جان اعراب و مسلمانان نشاندید. گوارایتان باد و پاینده باشید.
در این‌جا، سفر برادر و خویشاوند خود حضرت علامه هادی قمی را برای ادای عمره غنیمت می‌شمرم و این نامه را بدو می‌سپارم تا به وسیله آن پیمانم را تجدید کنم و به برادری گرامی که دیدار کوتاهش باعث شد احساسی عمیق و دوست داشتنی با اخلاص و احترامی همراه با محبت داشته باشم، سلامی برسانم و سپس، گفت‌وگویی را به آن سرور شاهزاده یادآوری کنم که در دیدار سال ۱۳۹۲ در دفتر جناب‌عالی درباره برخی تعمیرات و سازمان‌دهی‌های اطراف بقیع داشتیم.
در آن دیدار، با ملاحظه خاطر بزرگوار و همت بلند و روح مؤمن و دورنگری و روشن‌بینی جناب عالی، گفتم که ساختن بارگاه برای امامان اهل بیت، مورد اتفاق فقهای مسلمانان نیست و به همین سبب، برای پرهیز از حرج، چنین درخواستی نداریم، اما سر و سامان دادن به قبرستان و آسفالت یا سنگ‌فرش کردن راه‌های داخلی آن و کاشتن اطراف آن و تبدیل آن به بوستانی آزاد با فواره و آب‌نما و مرمت دیوارها و گذاشتن سنگ‌های زیبا در آن‌ها و تعبیه سایه‌بان‌های مرتب گرداگرد آن و اقداماتی از این دست، موضع اتفاق فقهاست و موجب تکریم صدها هزار نفر زائر و عمره‌گزار و حج‌گزار و دوست‌دار است و سبب تألیف قلوب گِردِ رهبریِ اسلامی درخشان و فزاینده شما خواهد بود؛ خصوصاً در این زمان که اعلی‌حضرت کوشش فراوانی برای وحدت مسلمین و هم‌دلی آنان دارد.
سرور و برادر من امیر بزرگوار! خداوند شاهد است ـ و همو برای شاهد بودن کافی است ـ که این پیشنهاد از قلبی پرخلوص و ذهنی آگاه بر آمده که ابعاد مسئله را درک می‌کند و خیرخواه همه شما به خصوص شخص جناب‌عالی است؛ چراکه دوست‌دار شما هستم.
پس خود را در صفحات تاریخ و در دل و زبان میلیون‌ها بلکه صدها میلیون مسلمان، بلکه‌ اجازه دهید بگویم‌، در جان رسول اکرم ـ که درود و سلام فراوان بر او باد ـ جاودانه کن. و از این فراتر، این کار را به مثابه دِینی بر گردن دوستارانت که من کوچک‌ترینشان هستم قرار ده؛ دِینی که با دوستی و خدمت و ایثار دار و ندار هم ادا کردنی نیست.
من بی‌تابانه منتظر پاسخ هستم و بسیار شادمان خواهم شد اگر هنگامی که در بیروت به استقبال شما می‌آیم یا هنگامی که برای زیارت بارگاه پیامبر اکرم و دیدار با نگهبان و پاسدار آن، امیر، به مدینه مشرف می‌شوم، درباره بسیاری از مسائل با هم گفت‌وگو کنیم.
در خاتمه، ای بزرگوار، دعا و سلام و درودها و اشتیاق مرا بپذیرید.

[ad_2]

لینک منبع

و جایی برای طرح شکایت بین المللی وجود ندارد

[ad_1]

قوه قضاییه چگونه میتواند: منویات رهبری را اجرایی کند؟
اگر قوه قضاییه بخواهد در مسائل بین المللی حضور داشته باشد، مشکلاتی بر سر راه آن وجود دارد، لذا بسرعت نمی تواند به موضوع عمل کند. یکی از مشکلات نبود قوه قضاییه یگپارچه جهانی است! یعنی جایی برای شکایت وجود ندارد، و اگر شکایت هم بشود، رسیدگی کننده عادلی وجود ندارد. و اگر حکم مناسبی هم صادر شود، ضمانت اجرا ندارد. برخی ها که از حقوق بین الملل اطلاع ندارند، فکر می کنند دادگاه لاهه، وزارت دادگستری جهانی است! و هرکس می تواند در ان طرح دعوی کند، و نتیجه بگیرد! اما اینطور نیست، بلکه دادگاه لاهه فقط به موضوعاتی رسیدگی می کند که: دو طرف یا دو کشور متخاصم، توافق کنند که در آنجا رسیدگی شود. البته در برخی موارد، اگر شورای امنیت در مورد جرایم جنگی، نظری داشته باشد میتواند به این دادگاه ارجاع نماید. اگر از سیستم داخلی خودمان هم استفاده کنیم، اولا فقط شاکی خصوصی می تواند شکایت کند! و اگر توانست رای بگیرد، وزارت امور خارجه در مورد پیگیری رای کمک می کند. در واقع دنیای بی در و پیکری داریم، و جایی برای طرح شکایت بین المللی وجود ندارد. اگر دادگاه های داخلی هم بخواهند رسیدگی کنند، ممکن است متشاکی در کشوری باشد که: قرارداد استرداد مجرمین نداریم، یا اینترپول چندان تمایلی به همکاری نداشته باشد. همانطور هم که از قانون استرداد مجرمین بر می آید، باید اول او را محکوم کرد! بعد تقاضای استرداد نمود. بد تر از این، قانون کاپیتولاسیون هست که: برخی کشورها نه تنها استرداد مجرم نمی کنند، حتی اگر مجرمیت او در محل جرم ثابت شود، باید وی را به کشور متبوع انتقال دهند، تا دوباره با قوانین خودشان محاکمه شود. لذا همانطور که در اشارات رهبری هم بود، این نوع شکایات سمبلیک است! تا برای تاریخ بماند. لذا اگر شکایت آنطور که ماتصور می کنیم باشد، در ابتدا باید یک قوه قضاییه یا دادگستری بین المللی، با اساسنامه حقوق بشر و حقوق اساسی ایجاد شود. قاضی القضات آن از سوی دبیرکل سازمان ملل، یا رئیس کنفرانس اسلامی تعیین شود! تا آن موقع ما سه راه در پیش رو داریم: صدور بیانیه یا سخنرانی و یا ارسال: نامه های سرگشاده به سران جهان و یا: سازمان ملل و دیگر سازمانهای بین المللی، اولین راهکار است که طبیعتا: جنبه افشاگری و آطلاع رسانی خواهد داشت. دوم در داخل کشور، و با قوانین خود دعاوی بین امللی را هم، مانند دعاوی داخلی پذیرفته، و رسیدگی شود. با صدور رای، مجرمان را تحت پیگرد قرار گیرند. و مانند احکام دادگاههای صحرایی، حکم هم اجرا شود: مامور اجرای حکم به همه جا برود، علنی و مخفی حکم را اجرا نماید. حالت سوم این است که مدارک را، برای اعضای شورای امنیت بفرستیم، و از انها انتظار داشته باشیم تا دستور: تشکیل دادگاههای جرایم جنگی یا غیرجنگی را بدهند. و یا از امکانات دادگاههای جرایم جنگی استفاده نمایند. مثلا در مورد تخریب آرامگاه بقیع در مدینه، مستندا نامه نگاری با آل سعود شده، و در خواست باز سازی نمایند. اگر آل سعود جواب نداد و: یا اینکه جواب داد ولی اجازه نداد، آن را به عنوان مدرک به: شورای امنیت ارائه و: خواستار رسیدگی به این جنایات جنگی شد، یا اصرار آنها بر مخروبه ماندن بقیع را، تاییدیه جنایات جنگی پدرانشان محسوب کرد. که البته همه اینها دور از ذهن است. اما بهر حال طرح دعوا بهتر از ساکت نشستن یا تماشاچی بودن است. اگر کسی به داد ما نرسید حواله به حضرت عباس می دهیم.
How the judiciary cans: Manage leadership?
If the judiciary wants to be present in international affairs, there are problems with it, so it can not act quickly. One of the problems is the lack of a universal Judiciary! There is no place to complain, and if there is a complaint, there is no fair hearing. And if the appropriate order is issued, there is no guarantee. Some who do not know international law think that the Hague Court is the Ministry of Justice. And anyone can sue it, and conclude! But this is not the case, but the Hague Court will only consider issues that: the two sides or two hostile states agree to be dealt with there. Of course, in some cases, if the Security Council has an opinion on war crimes, it can refer the court. If we use our own internal system, then only a private plaintiff can complain! And if it were able to vote, the State Department would help to track the vote. In fact, there is a world of nobody, and there is no place for an international complaint. If domestic courts also want to deal with it, the convict may be in a country where there is no extradition contract, or Interpol is reluctant to cooperate. As with the extradition law of convicted offenders, he must first be condemned to him! Then demanded a refund. Worse yet, there is a capitulation law: Some countries not only do not offend extradition, even if their conviction proves to be on the crime scene, they must be transferred to the country in order to be tried again under their own laws. So, as in the tips of leadership, these types of complaints are symbolic! Stay up to date. So, if the complaint is as it may be, we must first have a judiciary or international tribunal established by the Constitution of Human Rights and Fundamental Rights. Judge of the Islamic Revolutionary Tribunal appointed by the Secretary-General of the United Nations, or the head of the Islamic Conference! Until then, we have three ways ahead: issuing statements or speeches or sending: Open letters to world leaders or: The United Nations and other international organizations are the first to naturally: have a facet of disclosure and accountability. Secondly, within the country, and in accordance with its own laws, international claims are accepted, as well as domestic claims. Censors will be prosecuted by issuing a vote. And like the rulings of the courtrooms, the verdict is executed: the officer executes the sentence everywhere, publicly and secretly executes the sentence. The third option is to send the documents to members of the Security Council, and we expect them to order the formation of war crimes or non-war crimes tribunals. Or use the facilities of the war crimes tribunals. For example, in the case of the demolition of the Baqih tomb in Medina, documentary letters have been sent to al-Saud and rebuilt in demand. If Al Saud did not answer and either answered, but did not allow it, he presented it as evidence to the Security Council: He demanded that these war crimes be investigated, or that their insistence on staying alive be considered as confirmation of their fathers’ war crimes . Of course, all this is far from the mind. But it’s better to sit down or be a spectator. If anyone does not reach us, we will give it to Abbas.
كيف يمكن القضاء: زعيم تعليقات لتنفيذ؟
إذا كان القضاء هو أن يكون حاضرا في القضايا الدولية، ومشاكل في الطريق إلى هناك، لا يمكننا التحرك فورا بشأن هذه المسألة. واحدة من المشاكل هو عدم وجود السلطة القضائية العالم جامدة! ليس هناك مجال للشكوى، إذا كانت الشكوى نفسه، ليس هناك أية التعامل العادل. وإذا سيصدر الحكم المناسب، لا الإنفاذ. بعض الناس لا يدركون القانون الدولي، والتفكير لاهاي، وزارة العدل هي عالمية! ويمكن للمرء في الدعوى، وإبرام! ولكنها ليست سوى محكمة لاهاي للتعامل مع القضايا التي الجانبين أو اثنتين من الدول المتحاربة، توافق على أن تعالج هناك. في بعض الحالات، إذا كان مجلس الأمن في حالة جرائم الحرب، مثل أن تكون قادرا على الرجوع إلى هذه المحكمة. إذا أردنا استخدام نظامنا الداخلي الخاص، أولا فقط المدعي الخاص يمكن مقاضاة! وإذا كنت لم يدلوا بأصواتهم، وزارة الشؤون الخارجية على معدل المتابعة يمكن أن تساعد. فضفاض، والتي لا يوجد فيها التظلم الدولي في العالم. إذا كنت ترغب في التعامل مع المحاكم المحلية، قد تكون خاضعة في البلاد التي ليس لديها اتفاقيات تسليم المجرمين، أو الانتربول هو لا يميل للتعاون. كما وكذلك القانون بشأن تسليم المجرمين يأتي، يجب إدانة لها أولا! بعد طلب التسليم. والأسوأ من ذلك، والاستسلام أن بعض البلدان لا فقط لا تسليم، حتى ولو ثبت ذنب له في الجريمة، يجب أن تحمل له إلى البلاد، في أن يحاكم مرة أخرى عن طريق قوانينها الخاصة. وهكذا، كما كان في الصدارة نقطة، هذا النوع من الشكوى هو رمزي! على البقاء حتى الآن. حتى إذا نشكو كما نتصور هو في حاجة إلى القضاء أو القانون الدولي، وحقوق الإنسان وميثاق الحقوق الأساسية المراد إنشاؤه. تم تعيين رئيس المحكمة العليا الأمين العام للأمم المتحدة أو رئيس المؤتمر الإسلامي! حتى ذلك الحين، نحن ثلاث طرق المستقبل: بيان أو خطاب أو الكتابة: رسائل مفتوحة إلى زعماء العالم والأمم المتحدة والمنظمات الدولية الأخرى، والحل الأول هو الجوانب الطبيعية الإفصاح والتبليغ سيكون. والثانية في البلاد، وقوانينها المطالبات الدولية، مثل المطالبات المقبولة والتعامل معها. مع الحكم، سيتم مقاضاة الجناة. مثل التجارب الميدانية والجمل، الجملة تشغيل معا: الجلاد للذهاب في كل مكان، القرار العام والسري لتشغيل. أما النمط الثالث فهو دليل على أن يرسل أعضاء مجلس الأمن، ونحن نتوقع منهم لقيادة محاكمات جرائم الحرب أو أجر غير. أو استخدام مرافق محاكمات جرائم الحرب. على سبيل المثال، وتدمير قبر البقيع في المدينة المنورة، توثيق المراسلات مع آل سعود، وطلب إعادة بنائها. إذا لم السعوديين الرد: إما الجواب، ولكن للحفاظ على أنها دليل على عرض مجلس الأمن: لإجراء تحقيق في جرائم الحرب، أو يصرون على أنهم دمر موافقة البقاء الباقي للآباء جرائم حرب واعتبرت . بالطبع، كل هذا بعيد المنال. ومع ذلك، ونظرا للعمل أفضل من الجلوس أو متفرج. اذا كان شخص ما لأننا لم تعطي المال لعباس.
məhkəmə necə bilərsiniz: Şərhlər lideri həyata keçirilə bilər?
məhkəmə beynəlxalq məsələlərdə iştirak etmək deyil, orada yol problemləri dərhal məsələ ilə bağlı ola bilməz. problemlərdən biri məhkəmə sərt dünyanın olmaması! şikayət özü heç bir ədalətli məşğul olduqda şikayət üçün heç bir otaq var. Və müvafiq cümlə, heç bir mühafizə verilə əgər. Bəzi insanlar beynəlxalq hüquq fərqində deyil, Hague, hesab edirəm ki, Ədliyyə Nazirliyi universal deyil! Və bir iddia can və bağlamaq! Amma bu yalnız iki tərəf və ya iki müharibə xalqlar var müraciət etmək razıyam məsələləri ilə məşğul Hague Məhkəməsi edir. Bəzi hallarda, belə müharibə cinayətləri, halda Təhlükəsizlik Şurasının bu Məhkəməsinə müraciət etmək üçün əgər. biz öz daxili sistemi istifadə edirsinizsə, ilk növbədə yalnız xüsusi iddiaçı iddia edə bilər! Siz səs deyil əgər, təqib dərəcəsi Xarici İşlər Nazirliyi kömək edə bilər. Dünyanın boş və orada heç bir beynəlxalq şikayət. Siz daxili məhkəmələrin idarə etmək istəyirsinizsə, ekstradisiya müqavilələri var, və ya Interpol əməkdaşlıq meylli deyil nə ölkədə ola bilər. verilməsi haqqında qanun gəlir, eləcə də, onun ilk məhkum olmalıdır! ekstradisiya tələbi sonra. bu daha pis, bəzi ölkələrin cinayət onun günahkarlıq sübut edir, baxmayaraq ki, deyil ekstradisiya etmək yalnız təslim öz qanunları ilə yenidən mühakimə olunacaq ölkə onu keçirmək lazımdır. Bu bal aparıcı olduğu kimi Beləliklə, şikayət bu cür simvolik! bu günə qədər qalmaq. Birləşmiş Millətlər Təşkilatının Baş katibi və ya İslam Konfransı rəhbəri baş Ədliyyə müəyyən edilir! bəyanat və ya çıxış və ya yazmaq: dünya liderləri BMT və digər beynəlxalq təşkilatlara açıq məktublar, ilk həll olacaq açıqlanması və bildiriş təbii aspektləri O vaxta qədər, biz qabaqda üç yol var. ölkədə ikinci və onun bu cür qəbul iddiaları kimi qanunları Beynəlxalq iddiaları, və ilə məşğul olmuşdur. hökmü ilə failləri mühakimə olunacaq. Belə sahəsində məhkəmə və cümlələr kimi, cümlə birlikdə run: cəllad çalıştırmak üçün hər yerdə, ictimai və gizli qərarı getmək üçün. Üçüncü rejimi Təhlükəsizlik Şurasının üzvləri göndərmək sübut edir və biz onlara müharibə cinayətləri məhkəmə və ya qeyri pay əmr gözləyirik. Və ya müharibə cinayətləri sınaq qurğuları istifadə edin. Məsələn, Mədinədə Baqi Türbəsi məhv Səud Evi ilə yazışma sənəd və onların yenidən qurulması istədi. Səudiyyəlilər cavab olmasaydı: müharibə cinayətləri istintaq üçün, və ya onlar müharibə cinayətləri ataları üçün qalmaq Baqi təsdiq hesab Yıxılmış təkid: ya cavab, lakin Təhlükəsizlik Şurasının təqdimatı sübut kimi saxlamaq üçün . Əlbəttə ki, bütün bu uzaq alındı. Lakin, fəaliyyət oturan və ya tamaşaçı daha yaxşıdır, çünki. kimsə, biz Abbas pul vermədi.

[ad_2]

لینک منبع